#مشبک Instagram Photos & Videos

مشبک - 17.2k posts

Top Posts

  • .
۳۷۲ کلمه، کمتر از سه دقیقه
.
راستش را بگویم؟ من از مادرت خیلی می‌ترسم. به خدا حرف مادر زن و این‌ها نیست. ماجرا از شب خواستگاری‌ شروع شد. یادت هست؟
.
من خیلی دوستت داشتم. ولی خب دوست داشتن برای پدر و مادرها خیلی مهم نیست. وقتی می‌نشینند توی جلسه خواستگاری، انگار محمد جواد ظریفی می‌شوند که باید با جان کری بر سر برجام مذاکره کنند. هر کوتاه آمدنی می‌تواند خیانت باشد و هر امتیازی می‌تواند آن‌ها را به یک قهرمان تبدیل کند. .
من گلایه‌ای ندارم ولی خب مادرت همان شب گربه را دم حجله کشت. یادت هست که چطور کنجکاوی می‌کرد در مورد اینکه من چقدر حقوق می‌گیرم؟ من با تو توافق کردم که دروغ بگویم.‌ آدمی نبود که دخترش را به پسری بدهد که در ماه یک میلیون و نیم حقوق می‌گیرد. درست است؟
. 
تونل وحشت آن شب ولی وقتی بود که داشتیم در مورد مهریه حرف می‌زدیم. رسما وزن‌کشی بود. چه حس بدی بود. فکر می‌کردم گذاشتندمان روی دو کفه ترازو و تو را دارند با سکه‌های عندالمطالبه می‌سنجند. می‌خواستم فریاد بزنم که سنگ عشقمان را چرا نمی‌گذارید توی کفه‌ها که همه چیز را مساوی کند ولی نمی‌توانستم.
.
غول مهریه که رد شد تازه رسیدیم به تاریخ عقد و عروسی. گوشت تنم‌آب شد وقتی فهمیدم مادرت می‌خواهد ما یک سال عقد بمانیم. مگر قرارمان این نبود که فردا عقد برویم سر خانه و زندگی‌مان؟ ای بابا. باز هم که حرف خودت را می‌زنی. تو‌ چکار داری من چطور می‌خواستم خانه کرایه کنم؟ هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. دندم نرم می‌رفتم دنبال کار دوم و‌‌ سوم. .
بگذریم.‌ تجدید خاطره شد به بهانه این عیدی. یک شبکه‌کاری و قلمکاری عجیب و غریب با یک نگین محترم فیروزه نیشابور. قابل شما را ندارد عزیزم ولی راستش را بخواهی عید اول بود و بیشتر می‌خواستم خودم را به مادرت ثابت کنم. می‌خواستم ثابت کنم که می‌توانم. .
دنیای بدی شده عزیز دلم. قبل از اینکه بخواهی عشقت را به کسی ثابت کنی باید ثابت کنی که می‌توانی دوستش داشته باشی. می‌توانی بیش از یک میلیون و نیم حقوق داشته باشی. می‌توانی یک خانه برایش کرایه کنی. می‌توانی یک عیدی خوب برای عید اولش بگیری. ولی همه این‌ها فدای سرت. من می‌توانم دوستت داشته باشم چون می‌خواهم دوستت داشته باشم. خواستن مگر توانستن نیست؟
.

#داستان_انگشترها ۵
#طهران_آذری
#عبدالله_آذری
#مشبک #هنردست
.
هشتگ‌های مرتبط: #گردنبند #آویز #قلمزنی #شبکه_کاری #فیروزه_نیشابور
.
نوشته #مصطفی_آرانی 
@momasjedi

#ارگ_تجریش_طبقه_دوم_فروشگاه۴۰۱۱
  • .
    ۳۷۲ کلمه، کمتر از سه دقیقه
    .
    راستش را بگویم؟ من از مادرت خیلی می‌ترسم. به خدا حرف مادر زن و این‌ها نیست. ماجرا از شب خواستگاری‌ شروع شد. یادت هست؟
    .
    من خیلی دوستت داشتم. ولی خب دوست داشتن برای پدر و مادرها خیلی مهم نیست. وقتی می‌نشینند توی جلسه خواستگاری، انگار محمد جواد ظریفی می‌شوند که باید با جان کری بر سر برجام مذاکره کنند. هر کوتاه آمدنی می‌تواند خیانت باشد و هر امتیازی می‌تواند آن‌ها را به یک قهرمان تبدیل کند. .
    من گلایه‌ای ندارم ولی خب مادرت همان شب گربه را دم حجله کشت. یادت هست که چطور کنجکاوی می‌کرد در مورد اینکه من چقدر حقوق می‌گیرم؟ من با تو توافق کردم که دروغ بگویم.‌ آدمی نبود که دخترش را به پسری بدهد که در ماه یک میلیون و نیم حقوق می‌گیرد. درست است؟
    .
    تونل وحشت آن شب ولی وقتی بود که داشتیم در مورد مهریه حرف می‌زدیم. رسما وزن‌کشی بود. چه حس بدی بود. فکر می‌کردم گذاشتندمان روی دو کفه ترازو و تو را دارند با سکه‌های عندالمطالبه می‌سنجند. می‌خواستم فریاد بزنم که سنگ عشقمان را چرا نمی‌گذارید توی کفه‌ها که همه چیز را مساوی کند ولی نمی‌توانستم.
    .
    غول مهریه که رد شد تازه رسیدیم به تاریخ عقد و عروسی. گوشت تنم‌آب شد وقتی فهمیدم مادرت می‌خواهد ما یک سال عقد بمانیم. مگر قرارمان این نبود که فردا عقد برویم سر خانه و زندگی‌مان؟ ای بابا. باز هم که حرف خودت را می‌زنی. تو‌ چکار داری من چطور می‌خواستم خانه کرایه کنم؟ هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. دندم نرم می‌رفتم دنبال کار دوم و‌‌ سوم. .
    بگذریم.‌ تجدید خاطره شد به بهانه این عیدی. یک شبکه‌کاری و قلمکاری عجیب و غریب با یک نگین محترم فیروزه نیشابور. قابل شما را ندارد عزیزم ولی راستش را بخواهی عید اول بود و بیشتر می‌خواستم خودم را به مادرت ثابت کنم. می‌خواستم ثابت کنم که می‌توانم. .
    دنیای بدی شده عزیز دلم. قبل از اینکه بخواهی عشقت را به کسی ثابت کنی باید ثابت کنی که می‌توانی دوستش داشته باشی. می‌توانی بیش از یک میلیون و نیم حقوق داشته باشی. می‌توانی یک خانه برایش کرایه کنی. می‌توانی یک عیدی خوب برای عید اولش بگیری. ولی همه این‌ها فدای سرت. من می‌توانم دوستت داشته باشم چون می‌خواهم دوستت داشته باشم. خواستن مگر توانستن نیست؟
    .

    #داستان_انگشترها ۵
    #طهران_آذری
    #عبدالله_آذری
    #مشبک #هنردست
    .
    هشتگ‌های مرتبط: #گردنبند #آویز #قلمزنی #شبکه_کاری #فیروزه_نیشابور
    .
    نوشته #مصطفی_آرانی
    @momasjedi

    #ارگ_تجریش_طبقه_دوم_فروشگاه۴۰۱۱
  • 1,108 12 22 March, 2019

Latest Instagram Posts

  • .
۳۷۲ کلمه، کمتر از سه دقیقه
.
راستش را بگویم؟ من از مادرت خیلی می‌ترسم. به خدا حرف مادر زن و این‌ها نیست. ماجرا از شب خواستگاری‌ شروع شد. یادت هست؟
.
من خیلی دوستت داشتم. ولی خب دوست داشتن برای پدر و مادرها خیلی مهم نیست. وقتی می‌نشینند توی جلسه خواستگاری، انگار محمد جواد ظریفی می‌شوند که باید با جان کری بر سر برجام مذاکره کنند. هر کوتاه آمدنی می‌تواند خیانت باشد و هر امتیازی می‌تواند آن‌ها را به یک قهرمان تبدیل کند. .
من گلایه‌ای ندارم ولی خب مادرت همان شب گربه را دم حجله کشت. یادت هست که چطور کنجکاوی می‌کرد در مورد اینکه من چقدر حقوق می‌گیرم؟ من با تو توافق کردم که دروغ بگویم.‌ آدمی نبود که دخترش را به پسری بدهد که در ماه یک میلیون و نیم حقوق می‌گیرد. درست است؟
. 
تونل وحشت آن شب ولی وقتی بود که داشتیم در مورد مهریه حرف می‌زدیم. رسما وزن‌کشی بود. چه حس بدی بود. فکر می‌کردم گذاشتندمان روی دو کفه ترازو و تو را دارند با سکه‌های عندالمطالبه می‌سنجند. می‌خواستم فریاد بزنم که سنگ عشقمان را چرا نمی‌گذارید توی کفه‌ها که همه چیز را مساوی کند ولی نمی‌توانستم.
.
غول مهریه که رد شد تازه رسیدیم به تاریخ عقد و عروسی. گوشت تنم‌آب شد وقتی فهمیدم مادرت می‌خواهد ما یک سال عقد بمانیم. مگر قرارمان این نبود که فردا عقد برویم سر خانه و زندگی‌مان؟ ای بابا. باز هم که حرف خودت را می‌زنی. تو‌ چکار داری من چطور می‌خواستم خانه کرایه کنم؟ هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. دندم نرم می‌رفتم دنبال کار دوم و‌‌ سوم. .
بگذریم.‌ تجدید خاطره شد به بهانه این عیدی. یک شبکه‌کاری و قلمکاری عجیب و غریب با یک نگین محترم فیروزه نیشابور. قابل شما را ندارد عزیزم ولی راستش را بخواهی عید اول بود و بیشتر می‌خواستم خودم را به مادرت ثابت کنم. می‌خواستم ثابت کنم که می‌توانم. .
دنیای بدی شده عزیز دلم. قبل از اینکه بخواهی عشقت را به کسی ثابت کنی باید ثابت کنی که می‌توانی دوستش داشته باشی. می‌توانی بیش از یک میلیون و نیم حقوق داشته باشی. می‌توانی یک خانه برایش کرایه کنی. می‌توانی یک عیدی خوب برای عید اولش بگیری. ولی همه این‌ها فدای سرت. من می‌توانم دوستت داشته باشم چون می‌خواهم دوستت داشته باشم. خواستن مگر توانستن نیست؟
.

#داستان_انگشترها ۵
#طهران_آذری
#عبدالله_آذری
#مشبک #هنردست
.
هشتگ‌های مرتبط: #گردنبند #آویز #قلمزنی #شبکه_کاری #فیروزه_نیشابور
.
نوشته #مصطفی_آرانی 
@momasjedi

#ارگ_تجریش_طبقه_دوم_فروشگاه۴۰۱۱
  • .
    ۳۷۲ کلمه، کمتر از سه دقیقه
    .
    راستش را بگویم؟ من از مادرت خیلی می‌ترسم. به خدا حرف مادر زن و این‌ها نیست. ماجرا از شب خواستگاری‌ شروع شد. یادت هست؟
    .
    من خیلی دوستت داشتم. ولی خب دوست داشتن برای پدر و مادرها خیلی مهم نیست. وقتی می‌نشینند توی جلسه خواستگاری، انگار محمد جواد ظریفی می‌شوند که باید با جان کری بر سر برجام مذاکره کنند. هر کوتاه آمدنی می‌تواند خیانت باشد و هر امتیازی می‌تواند آن‌ها را به یک قهرمان تبدیل کند. .
    من گلایه‌ای ندارم ولی خب مادرت همان شب گربه را دم حجله کشت. یادت هست که چطور کنجکاوی می‌کرد در مورد اینکه من چقدر حقوق می‌گیرم؟ من با تو توافق کردم که دروغ بگویم.‌ آدمی نبود که دخترش را به پسری بدهد که در ماه یک میلیون و نیم حقوق می‌گیرد. درست است؟
    .
    تونل وحشت آن شب ولی وقتی بود که داشتیم در مورد مهریه حرف می‌زدیم. رسما وزن‌کشی بود. چه حس بدی بود. فکر می‌کردم گذاشتندمان روی دو کفه ترازو و تو را دارند با سکه‌های عندالمطالبه می‌سنجند. می‌خواستم فریاد بزنم که سنگ عشقمان را چرا نمی‌گذارید توی کفه‌ها که همه چیز را مساوی کند ولی نمی‌توانستم.
    .
    غول مهریه که رد شد تازه رسیدیم به تاریخ عقد و عروسی. گوشت تنم‌آب شد وقتی فهمیدم مادرت می‌خواهد ما یک سال عقد بمانیم. مگر قرارمان این نبود که فردا عقد برویم سر خانه و زندگی‌مان؟ ای بابا. باز هم که حرف خودت را می‌زنی. تو‌ چکار داری من چطور می‌خواستم خانه کرایه کنم؟ هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. دندم نرم می‌رفتم دنبال کار دوم و‌‌ سوم. .
    بگذریم.‌ تجدید خاطره شد به بهانه این عیدی. یک شبکه‌کاری و قلمکاری عجیب و غریب با یک نگین محترم فیروزه نیشابور. قابل شما را ندارد عزیزم ولی راستش را بخواهی عید اول بود و بیشتر می‌خواستم خودم را به مادرت ثابت کنم. می‌خواستم ثابت کنم که می‌توانم. .
    دنیای بدی شده عزیز دلم. قبل از اینکه بخواهی عشقت را به کسی ثابت کنی باید ثابت کنی که می‌توانی دوستش داشته باشی. می‌توانی بیش از یک میلیون و نیم حقوق داشته باشی. می‌توانی یک خانه برایش کرایه کنی. می‌توانی یک عیدی خوب برای عید اولش بگیری. ولی همه این‌ها فدای سرت. من می‌توانم دوستت داشته باشم چون می‌خواهم دوستت داشته باشم. خواستن مگر توانستن نیست؟
    .

    #داستان_انگشترها ۵
    #طهران_آذری
    #عبدالله_آذری
    #مشبک #هنردست
    .
    هشتگ‌های مرتبط: #گردنبند #آویز #قلمزنی #شبکه_کاری #فیروزه_نیشابور
    .
    نوشته #مصطفی_آرانی
    @momasjedi

    #ارگ_تجریش_طبقه_دوم_فروشگاه۴۰۱۱
  • 1,108 12 22 March, 2019